در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بیش از حد احساساتی یا کلیشهای به شکلی که احمقانه یا قدیمی به نظر برسد.
Overly sentimental or corny in a way that seems silly or outdated.
«آن فیلم آنقدر احمقانه بود که تقریباً خوابم برد.»
“That movie was so cornball I almost fell asleep.”
«شوخیهای او برای من خیلی کلیشهای هستند.»
“His jokes are too cornball for me.”
غیررسمی. چیزی که بیش از حد احساساتی یا ناهنجار است.
Informal. Indicates something overly sentimental or awkwardly tacky.
غیررسمی. هم معنی و قابل تعویض با cornball در زبان محاورهای.
Informal. Synonym often interchangeable with cornball in casual speech.