corps

/kɔːr/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): corps

اسم — سپاه

سپاهلشکرگروه نظامی

بخش اصلی یک ارتش در میدان جنگ، متشکل از دو یا چند لشکر.

A main subdivision of an army in the field, consisting of two or more divisions.

«سپاه ارتش به خط مقدم اعزام شد.»

The army corps was deployed to the front lines.

«او سال‌ها در سپاه تفنگداران دریایی خدمت کرد.»

He served in the Marine Corps for many years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
divisionلشکر

فنی/نظامی. واحد کوچکتری در داخل یک 'سپاه'، معمولاً ۱۰,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ سرباز. یک 'سپاه' از چندین 'لشکر' تشکیل شده است. 'لشکر دهم پیشروی کرد' درست است، 'سپاه دهم پیشروی کرد' به نیروی بزرگتری اشاره دارد.

Technical/military. A smaller unit within a 'corps', typically 10,000-20,000 soldiers. A 'corps' is composed of multiple 'divisions'. 'The Tenth Division advanced' works, 'The Tenth Corps advanced' implies a larger force.

unitواحد

کلی. اصطلاحی گسترده برای هر گروه سازمان یافته، نظامی یا غیرنظامی. 'یک واحد نظامی' درست است، اما 'سپاه' نوع خاص و بسیار بزرگی از واحد نظامی را مشخص می‌کند.

General. A broad term for any organized group, military or otherwise. 'A military unit' works, but 'corps' specifies a very large, specific type of military unit.

2noun (اسم)formalplural (جمع): corps

اسم — گروه

گروههیاتتشکیلات

گروهی از افراد که در یک فعالیت خاص مشغول هستند و به عنوان یک گروه متمایز با هم مرتبط شده‌اند.

A body of people engaged in a particular activity and associated together in a distinctive group.

«هیئت دیپلماتیک در مراسم پذیرایی شرکت کرد.»

The diplomatic corps attended the reception.

«گروهی از روزنامه‌نگاران رویداد را پوشش دادند.»

A corps of journalists covered the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bodyهیات

رسمی. به گروه سازمان‌یافته‌ای از افراد با وظیفه خاص اشاره دارد. 'یک هیات حاکمه' درست است، 'سپاه دیپلماتیک' به گروهی حرفه‌ای و تخصصی دلالت دارد.

Formal. Refers to an organized group of people with a particular function. 'A governing body' works, 'The diplomatic corps' implies a professional, specialized group.

groupگروه

روزمره. کلی‌ترین اصطلاح برای تعدادی از افراد یا اشیا که در کنار هم قرار گرفته، جمع‌آوری یا طبقه‌بندی شده‌اند. 'یک گروه دوستان' درست است، 'گروه داوطلبان' یک گروه متعهد و سازمان‌یافته را مشخص می‌کند.

Everyday. The most general term for a number of people or things that are located, gathered, or classified together. 'A group of friends' works, 'A corps of volunteers' specifies a dedicated, organized group.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000