coughing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cough·ing/ˈkɒfɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): coughedpast participle (مفعولی): coughed-ing (حال): coughing3rd (سوم): coughs

فعل — سرفه کردن

سرفه کردن

عمل خارج کردن سریع هوا از ریه‌ها با صدای خشدار، شکل حال استمراری cough.

The act of expelling air suddenly from the lungs with a harsh noise, present participle of 'cough'.

«او به خاطر سرماخوردگی زیاد سرفه می‌کند.»

“He’s coughing a lot because of a cold.”

«او در طول جلسه سرفه می‌کرد.»

“She kept coughing during the meeting.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
hacking— سرفه خش‌دار

غیررسمی. برای سرفه خش‌دار یا مکرر استفاده می‌شود، همیشه قابل جایگزینی نیست.

Informal. Describes a harsh or frequent cough, not interchangeable in all contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000