courtin

court·in/ˈkɔːrtɪn/
verb (فعل)informalpast (گذشته): courtinedpast participle (مفعولی): courtined-ing (حال): courtining3rd (سوم): courtines

فعل — خواستگاری کردن

خواستگاری کردنعاشقی کردن

صورت غیررسمی یا لهجه‌ای به معنای جلب محبت یا عشق کسی، معمولاً با نیت عاشقانه.

Informal or dialect form meaning to seek the affection or love of someone, typically with romantic intentions.

«او زیر درخت بلوط قدیمی برایش خواستگاری می‌کرد.»

He was courtin' her under the old oak tree.

«آنها ماه‌هاست که عاشقی می‌کنند.»

They've been courtin' for months.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courtخواستگاری کردن

رسمی/استاندارد. اصطلاح استاندارد برای جلب محبت عاشقانه.

Formal/standard. Standard term for seeking someone's romantic affection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000