coy

/kɔɪ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): coyersuperlative (عالی): coyest

صفت — خجالتی

خجالتیدروغگو

بی‌میل به به اشتراک گذاشتن اطلاعات یا ابراز احساسات، اغلب به صورت بازیگوش یا خجالتی.

Reluctant to share information or express feelings, often in a playful or shy way.

«وقتی درباره برنامه‌هایش پرسیدند، لبخندی خجالتی زد.»

She gave a coy smile when asked about her plans.

«او درباره افشای سورپرایز کم‌حرف بود.»

He was coy about revealing the surprise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shyخجالتی

رایج. مردد یا مضطرب در موقعیت‌های اجتماعی؛ مشابه ولی 'coy' گاهی شامل بازیگوشی است.

Common. Hesitant or nervous in social situations; similar but 'coy' can imply flirtation.

bashfulکم‌رو

رسمی. رفتار شرمنده یا کم‌رو.

Formal. Shy or reserved behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000