crafty

craft·y/ˈkræf.ti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): craftiersuperlative (عالی): craftiest

صفت — حیله‌گر

حیله‌گرزیرک

باهوش در رسیدن به اهداف به وسیله فریب یا حیله‌گری؛ زیرک.

Clever at achieving goals by deceit or trickery; cunning.

«او به اندازه کافی زیرک بود تا از دام فرار کند.»

She was crafty enough to avoid the trap.

«روباه‌های حیله‌گر به خاطر نیرنگ‌شان شناخته می‌شوند.»

Crafty foxes are known for their trickery.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cunningمکار

رایج. معنای مشابه با تأکید بر حیله‌گری ماهرانه یا زیرکی.

Common. Similar meaning emphasizing skillful trickery or cleverness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000