crampy

cramp·y/ˈkræmpi/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): crampiersuperlative (عالی): crampiest

صفت — گرفتگی عضلانی

گرفتگی عضلانیالتهاب عضلانی

احساس یا ایجاد اسپاسم‌های دردناک عضلانی.

Feeling or causing painful muscle spasms or cramps.

«پس از ورزش دچار گرفتگی عضلانی شد.»

She felt crampy after exercising.

«درد گرفتگی عضلانی حرکت را سخت کرد.»

Crampy pain made it hard to move.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spasmodicاسپاسمی

رسمی‌تر. معنای مشابه مربوط به انقباضات عضلانی دردناک.

More formal. Similar meaning related to muscle contractions causing pain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000