verb (فعل)commonpast (گذشته): cranedpast participle (مفعولی): craned-ing (حال): craning3rd (سوم): craned
فعل — گردن دراز کرد
گردن دراز کردسرک کشید
گذشته فعل crane به معنی گردن یا بدن را برای بهتر دیدن جلو کشیدن
Past tense of 'crane': stretched one's neck or body forward to see better
«او گردنش را دراز کرد تا از روی حصار نگاه کند.»
“He craned to look over the fence.”
«آنها گردنهایشان را کشیدند تا رژه را ببینند.»
“They craned their necks to watch the parade.”