در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تکههای کوچک نان برشته یا سرخشده که به سالاد یا سوپ طعم و بافت میدهند
Small cubes of toasted or fried bread used to add texture and flavor to salads or soups
«او کرُتونها را به سالاد سزار اضافه کرد.»
“She added croutons to the Caesar salad.”
«روی سوپ با کرُتونهای ترد پوشانده شده بود.»
“The soup was topped with crispy croutons.”