در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شکستن یا فرو ریختن به قطعات کوچک، بهویژه به مرور زمان.
To break or fall apart into small fragments, especially over time.
«دیوار قدیمی بعد از طوفان شروع به فرو ریختن کرد.»
“The old wall began to crumble after the storm.”
«اگر کلوچهها افتاده شوند خرد میشوند.»
“Cookies will crumble if dropped.”
معمول. اغلب برای سازههای در حال فرو ریختن؛ مشابه با crumble.
Common. Often used for structures falling apart; similar to crumble.