crump

/krʌmp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): crumpedpast participle (مفعولی): crumped-ing (حال): crumping3rd (سوم): crumps

فعل — صدای بلند کردن

صدای بلند کردنطمطم کردن

ایجاد صدای بلند و سنگین، اغلب صدای برخورد یا انفجار.

To make a loud, heavy sound, often a crashing or booming noise.

«رعد در دره طمطام ایجاد کرد.»

The thunder crumped through the valley.

«او یک کتاب سنگین را روی میز با صدای بلند گذاشت.»

He crumped a heavy book on the table.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crashبرخورد کردن

رایج. به صدای بلند ناشی از برخورد یا شکستن اشاره دارد. crump معمولاً صدای عمیق‌تری دارد.

Common. Refers to a loud noise due to collision or breaking. Crump often implies a deeper sound.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000