crump
/krʌmp/
verb (فعل)informalpast (گذشته): crumpedpast participle (مفعولی): crumped-ing (حال): crumping3rd (سوم): crumps
فعل — صدای بلند کردن
صدای بلند کردنطمطم کردن
ایجاد صدای بلند و سنگین، اغلب صدای برخورد یا انفجار.
To make a loud, heavy sound, often a crashing or booming noise.
«رعد در دره طمطام ایجاد کرد.»
“The thunder crumped through the valley.”
«او یک کتاب سنگین را روی میز با صدای بلند گذاشت.»
“He crumped a heavy book on the table.”
تفاوت با واژههای مشابه
crash— برخورد کردن
رایج. به صدای بلند ناشی از برخورد یا شکستن اشاره دارد. crump معمولاً صدای عمیقتری دارد.
Common. Refers to a loud noise due to collision or breaking. Crump often implies a deeper sound.