crummiest

crum·mi·est/ˈkrʌmiɪst/
crummyof poor quality-iestsuperlative suffix
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): crummiersuperlative (عالی): crummiest

صفت — بی‌ارزش‌ترین

بی‌ارزش‌ترینضعیف‌ترینافتضاح‌ترین

دارای پایین‌ترین کیفیت؛ بسیار بد یا ناخوشایند.

Of the lowest quality; very bad or unpleasant.

«آن بدترین غذایی بود که تا به حال خورده‌ام.»

That was the crummiest meal I’ve ever had.

«او در بدترین آپارتمان شهر زندگی می‌کند.»

He lives in the crummiest apartment in town.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worstبدترین

رایج. صفت برتر مستقیم که در زبان روزمره استفاده می‌شود.

Common. Direct superlative synonym used in everyday language.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000