crunches
اسم — کرانچ (ورزش شکم)
ورزشی که در آن به پشت دراز کشیده و شانهها را از زمین بلند میکنید تا عضلات شکم را تقویت کنید.
An exercise where you lie on your back and lift your shoulders off the floor to work your abdominal muscles.
«او هر صبح صد کرانچ انجام میدهد.»
“He does a hundred crunches every morning.”
«کرانچ برای تقویت عضلات مرکزی بدن عالی است.»
“Crunches are great for strengthening your core.”
اسم — بحران
موقعیتی دشوار که اغلب شامل کمبود چیزی است.
A difficult situation, often involving a shortage of something.
«شرکت با کمبود نقدینگی مواجه است.»
“The company is facing a cash crunch.”
«قبل از مهلت نهایی، کمبود وقت وجود داشت.»
“There was a time crunch before the deadline.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. زمان دشواری یا خطر شدید. 'کرانچ' اغلب به بحران مالی یا مرتبط با منابع اشاره دارد، که نشاندهنده کمبود شدید یا دوره تنگاتنگ است.
Everyday. A time of intense difficulty or danger. A 'crunch' often refers to a financial or resource-related crisis, implying a severe shortage or tight period.
روزمره. به وضعیت دشوار اقتصادی یا مالی اشاره دارد. 'کرانچ' فشار شدیدتر و ناگهانیتری را نسبت به یک 'فشار' عمومی نشان میدهد.
Everyday. Refers to a difficult economic or financial situation. 'Crunch' implies a more severe and sudden pressure than a general 'squeeze'.
فعل — خرد کردن
صدای بلند و مشخصی از خرد شدن یا شکستن چیزی تولید کردن.
To make a loud, distinct sound of something being crushed or broken.
«ماشین به آرامی روی شنها خردکنان حرکت کرد.»
“The car crunched slowly over the gravel.”
«او هنگام نوشیدن، مکعبهای یخ را میشکند.»
“He crunches ice cubes when he drinks.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به تغییر شکل دادن یا شکستن چیزی با فشار اشاره دارد. 'کرانچ' به طور خاص به صدای ایجاد شده در حین له شدن اشاره دارد، در حالی که 'له کردن' به خود عمل و نتیجه آن اشاره دارد.
Everyday. To deform or break something by pressing it. 'Crunch' specifically implies the sound made during the crushing, while 'crush' refers to the action itself and the result.
روزمره. به خوردن چیزی با عمل جویدن مداوم و اغلب با صدا اشاره دارد. 'کرانچ' یک اصطلاح گستردهتر برای صدای تیز و شکستن است و منحصراً به خوردن مربوط نمیشود.
Everyday. To eat something with a continuous, often audible, chewing action. 'Crunch' is a broader term for a sharp, breaking sound, not exclusively related to eating.