crystals

crys·tals/ˈkrɪstəlz/
noun (اسم)commonplural (جمع): crystals

اسم — بلورها

بلورهاکریستال‌ها

جمع crystal؛ جامداتی با الگوی منظم تکرارشونده، اغلب شفاف یا نیمه‌شفاف.

Plural of crystal; solid substances with a regular repeating pattern, often transparent or translucent.

«بلورهای نمک در نور می‌درخشیدند.»

The salt crystals sparkled in the light.

«کریستال‌ها به‌طور طبیعی در غارها تشکیل می‌شوند.»

Crystals form naturally in caves.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000