cue

/kjuː/
cuea signal or prompt
1noun (اسم)commonplural (جمع): cues

اسم — نشانه

نشانهسیگنالعلامت

نشانه یا علامتی که به کسی می‌گوید شروع کند یا کاری انجام دهد.

A signal or prompt that tells someone to begin or act.

«بازیگر منتظر نشانه‌اش برای شروع صحبت بود.»

The actor waited for his cue to start speaking.

«او به من علامتی داد تا موسیقی را شروع کنم.»

She gave me a cue to begin the music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signalسیگنال

رایج. وقتی به هر نوع علامتی که اطلاعات یا دستور می‌دهد اشاره دارد، قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to any kind of sign that conveys information or instruction, e.g. 'a signal to start the show'.

promptآغازگر، محرک

رایج. معمولاً در تئاتر یا سخنرانی برای یادآوری یا علامت به کار می‌رود، مشابه cue.

Common. Often used in theater or speech contexts as a reminder or signal, similar to 'cue'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): cues

اسم — چوب بیلیارد

چوب بیلیاردچوب اسنوکر

چوبی بلند که در بازی بیلیارد یا اسنوکر برای ضربه زدن به توپ‌ها استفاده می‌شود.

A long stick used in billiards or snooker to strike the balls.

«او با چوب بیلیاردش ردیف توپ‌ها را باز کرد.»

He broke the rack with his cue.

«قبل از ضربه زدن، چوب بیلیارد را با دقت نگه داشت.»

She held the cue carefully before making a shot.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): cuedpast participle (مفعولی): cued-ing (حال): cueing3rd (سوم): cues

فعل — علامت دادن

علامت دادننشانه دادناشاره کردن

دادن نشانه یا علامتی که به کسی می‌گوید شروع یا انجام کاری کند.

To give a signal or prompt indicating someone should begin or do something.

«کارگردان به نوازندگان علامت شروع داد.»

The director cued the musicians to start playing.

«او در لحظه مناسب نشانه گرفت تا وارد صحنه شود.»

She was cued to enter the stage at the right moment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
promptمحرک، یادآور

رایج. در مواقعی که کسی یادآوری یا علامت داده می‌شود جایگزین cue است.

Common. Used interchangeably with 'cue' in situations where someone is reminded or signaled to act.

signalسیگنال دادن

رایج. اصطلاح عمومی برای دادن نشانه شروع یا ادامه دادن.

Common. General term for giving an indication to start or proceed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000