cuppy

cup·py/ˈkʌpi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): cuppiersuperlative (عالی): cuppiest

صفت — شبیه فنجان

شبیه فنجانمقعر

اصطلاح غیررسمی به معنای شکل فنجان کوچک یا دارای فرم مقعر.

Informal term meaning shaped like a small cup, or having a concave shape.

«گلبرگ‌های گل مانند فنجان کوچک و ظریف هستند.»

The flower’s petals are cuppy and delicate.

«برگ‌ها شکل مقعری دارند تا آب را نگه دارند.»

The leaves have a cuppy shape to hold water.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000