curate

cu·rate/ˈkjʊərət, ˈkjʊreɪt/
1verb (فعل)formalpast (گذشته): curatedpast participle (مفعولی): curated-ing (حال): curating3rd (سوم): curates

فعل — گردآوری کردن

گردآوری کردنتنظیم کردن

انتخاب، سازمان‌دهی و مراقبت از آیتم‌ها، به ویژه در یک مجموعه یا نمایشگاه.

To select, organize, and look after items, especially in a collection or exhibition.

«او نمایشگاه هنری را با دقت گردآوری کرد.»

She curated the art exhibit carefully.

«آن‌ها یک فهرست پخش برای رویداد تنظیم کردند.»

They curated a playlist for the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
organizeسازمان‌دهی کردن

رایج. کلمه کلی برای چیدن یا مدیریت.

Common. General word for arranging or managing.

2noun (اسم)formalplural (جمع): curates

اسم — کشیش کمکی

کشیش کمکیعضو کلیسا

عضوی از روحانیون که مسؤول پارکسی یا جماعت است و به کشیش اصلی کمک می‌کند.

A member of the clergy in charge of a parish, assisting a vicar or rector.

«کشیش کمکی مراسم یکشنبه را اداره کرد.»

The curate led the Sunday service.

«کشیش‌های کمکی اغلب از فعالیت‌های محلی در جماعت حمایت می‌کنند.»

Curates often support community activities in the parish.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000