cussing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cuss·ing/ˈkʌsɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): cussedpast participle (مفعولی): cussed-ing (حال): cussing3rd (سوم): cusses

فعل — فحش دادن

فحش دادنناسزا گفتن

استفاده از زبان بد یا توهین‌آمیز (فحش دادن)

Using bad or offensive language (swearing)

«در طول بازی با صدای بلند فحش می‌داد.»

“He was cussing loudly during the game.”

«فحش دادن در جمع مودبانه نیست.»

“Cussing is not polite in public.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
swearing— فحش دادن

غیررسمی. کاملا هم‌معنی و قابل جایگزین.

Informal. Closely synonymous and often interchangeable.

profanity— ناسزا

رسمی. به زبان توهین‌آمیز به طور کلی اشاره دارد.

Formal. Refers to offensive language in general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000