cutest

cu·test/ˈkjuːtɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): cutersuperlative (عالی): cutest

صفت — نقلی‌ترین

نقلی‌ترینبامزه‌ترین

بالاترین درجه‌ی صفت cute؛ بیشترین جذابیت و دلپذیری.

Superlative form of cute: most attractive in a charming or endearing way.

«او بامزه‌ترین توله سگ را دارد.»

She has the cutest puppy.

«این بامزه‌ترین لباسی است که دیده‌ام.»

That's the cutest dress I've seen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
adorableبامزه

رایج است و معنی مشابه ولی معمولاً محبت‌آمیزتر از cute است.

Common. Similar meaning but often more affectionate than 'cute'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000