در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک منحنی که توسط نقطهای روی محیط دایرهای که بدون لغزش روی یک خط مستقیم میغلتد، رسم میشود.
A curve traced by a point on the circumference of a circle as it rolls along a straight line without slipping.
«سیکلوئید به خاطر خاصیت براکیستوکرون خود شناخته شده است.»
“The cycloid is known for its brachistochrone property.”
«مهندسان از منحنیهای سیکلوئید در طراحی چرخدندهها استفاده میکنند.»
“Engineers use cycloid curves in gear design.”
رایج. یک اصطلاح کلی برای هر خط غیرمستقیم. سیکلوئید یک نوع بسیار خاص از منحنی است. فقط در صورتی قابل تعویض است که تعریف دقیق ریاضی مورد نیاز نباشد.
Common. A general term for any non-straight line. 'Cycloid' is a very specific type of curve. Only interchangeable if the precise mathematical definition is not required.
شبیه به سیکلوئید؛ دارای فرم دایرهای یا مارپیچی.
Resembling a cycloid; having a circular or spiral form.
«هنرمند یک الگوی سیکلوئیدی روی بوم ایجاد کرد.»
“The artist created a cycloid pattern on the canvas.”
«برخی ارگانیسمهای میکروسکوپی حرکت سیکلوئیدی از خود نشان میدهند.»
“Some microscopic organisms exhibit cycloid movement.”
رایج. هر چیزی را که به شکل دایره باشد توصیف میکند. سیکلوئید به حرکت دایرهای غلتان پیچیدهتری اشاره دارد تا صرفاً یک شکل دایرهای ثابت. در صورتی که صرفاً به گردی کلی اشاره دارد، قابل تعویض است.
Common. Describes anything in the shape of a circle. 'Cycloid' implies a more complex, rolling circular motion rather than just a static circular shape. Interchangeable if simply referring to a general roundness.
رایج. منحنیای را توصیف میکند که حول یک نقطه مرکزی میپیچد و به تدریج دورتر یا نزدیکتر میشود. در حالی که سیکلوئید میتواند ظاهری شبیه به مارپیچ داشته باشد، یک منحنی ریاضی متمایز است. واقعاً قابل تعویض نیست.
Common. Describes a curve that winds around a central point, getting progressively further or closer. While cycloid can have a spiral-like appearance, it's a distinct mathematical curve. Not truly interchangeable.