dar

/dɑːr/
noun (اسم)archaicplural (جمع): dars

اسم — دار

دارسکه طلا

سکه طلای ایرانی که به طور تاریخی در ایران و افغانستان به کار می‌رفته است.

A Persian gold coin historically used in Iran and Afghanistan.

«او قیمت را با سکه‌های دار پرداخت کرد.»

He paid the price in dar coins.

«دار در تجارت‌های قدیمی ارزشمند بود.»

The dar was valuable in ancient trade.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000