deadened

dead·ened/ˈdɛdnənd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more deadenedsuperlative (عالی): most deadened

صفت — کاهش‌یافته

کاهش‌یافتهکم‌حسکاهش یافته در شدت

کاهش‌یافته، کم‌حس یا کم‌تر شدید، معمولاً درباره درد، صدا یا احساسات.

Made less sensitive or less intense, often relating to pain, noise, or feelings.

«دارو احساسات او را کم‌حس کرد.»

The medication left her senses deadened.

«صدا توسط دیوارهای ضخیم کاهش یافت.»

Sound was deadened by the thick walls.

تفاوت با واژه‌های مشابه
numbedبی‌حس شده

رایج. برای توصیف از دست دادن حس یا احساس به کار می‌رود و در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است.

Common. Describes loss of sensation or emotion, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000