در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخص یا کسبوکاری که کالاها را، به ویژه اتومبیل، عتیقه یا مواد مخدر، میخرد و میفروشد.
A person or business that buys and sells goods, especially cars, antiques, or drugs.
«او یک ماشین دست دوم از یک فروشنده معتبر خرید.»
“He bought a used car from a reputable dealer.”
«دلال عتیقه اقلام نادری زیادی داشت.»
“The antique dealer had many rare items.”
رسمی. به شخص یا شرکتی که در تجارت عمدهفروشی، اغلب بینالمللی، درگیر است اشاره دارد. برای خردهفروشی روزمره کمتر رایج است. 'کشتی بازرگانی' درست است اما 'بازرگان خودرو' کمتر از 'دلال خودرو' استفاده میشود.
Formal. Refers to a person or company involved in wholesale trade, often internationally. Less common for everyday retail. 'A merchant ship' works, 'A car merchant' less common than 'car dealer'.
رایج. شخصی که کالا یا سهام را، اغلب برای سود، میخرد و میفروشد. میتواند به کسی که در بازارهای مالی یا کالاهای فیزیکی فعال است اشاره کند. 'تاجر سهام' درست است، 'تاجر خیابانی' برای فروش کالا در خیابان.
Common. A person who buys and sells goods or stocks, often for profit. Can refer to someone active in financial markets or physical goods. 'A stock trader' works, 'A street trader' for selling goods on the street.
شخصی که در بازی ورق، کارتها را توزیع میکند.
A person who distributes playing cards in a card game.
«دیلر به هرکس پنج کارت داد.»
“The dealer dealt everyone five cards.”
«نوبت توست که دیلر باشی.»
“It's your turn to be the dealer.”