در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تختی که شخص روی آن در حال مردن است یا بلافاصله قبل از مرگ
The bed on which a person is dying or just before dying
«او در تخت مرگ رازهایش را اعتراف کرد.»
“He confessed his secrets on his deathbed.”
«بیمار در تخت مرگ آرام بود.»
“The patient was calm on his deathbed.”