deathbed

death·bed/ˈdɛθˌbɛd/
deathend of lifebedplace to lie down
noun (اسم)formal

اسم — تخت مرگ

تخت مرگ

تختی که شخص روی آن در حال مردن است یا بلافاصله قبل از مرگ

The bed on which a person is dying or just before dying

«او در تخت مرگ رازهایش را اعتراف کرد.»

He confessed his secrets on his deathbed.

«بیمار در تخت مرگ آرام بود.»

The patient was calm on his deathbed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000