dearth

/dɜːrθ/
noun (اسم)formal

اسم — کمبود

کمبودکمیابیفقدان

فقدان یا کمبود چیزی.

A scarcity or lack of something.

«کمبود معلمان واجد شرایط در آن منطقه وجود دارد.»

There is a dearth of qualified teachers in the area.

«کمبود غذا باعث گرسنگی گسترده شد.»

The dearth of food caused widespread hunger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scarcityکمیابی

رسمی. در موارد کمبود کافی قابل جایگزینی است.

Formal. Interchangeable in contexts of insufficient supply.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000