decommissioned

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·com·mis·sioned/ˌdiːkəˈmɪʃənd/
de-reverse action or removecommissionto formally order or authorize-edpast participle suffix, indicating completed action
adjective (صفت)common

صفت — از رده خارج شده

از رده خارج شدهخارج از خدمت

که دیگر فعال نیست یا از خدمت خارج شده است، مخصوصاً برای تجهیزات، کشتی‌ها یا امکاناتی که استفاده نمی‌شوند.

No longer active or in service, especially referring to equipment, ships, or facilities withdrawn from use.

«کشتی از رده خارج شده به موزه تبدیل شد.»

The decommissioned ship was turned into a museum.

«این کارخانه خارج از خدمت دیگر کالا تولید نمی‌کند.»

This decommissioned factory no longer produces goods.

تفاوت با واژه‌های مشابه
retiredبازنشسته

متداول. برای تجهیزات یا کشتی‌هایی که دیگر استفاده نمی‌شوند کاربرد دارد اما معمولاً برای افراد به‌کار می‌رود؛ مثلا retired ship صحیح است، decommissioned worker نیست.

Common. Can replace 'decommissioned' for equipment or ships no longer used, but usually applies to people; e.g. 'retired ship' works, 'decommissioned worker' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000