decoded

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·cod·ed/diːˈkoʊdɪd/
de-reverse, removecodesystem of symbols or signals-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): decodedpast participle (مفعولی): decoded-ing (حال): decoding3rd (سوم): decodes

فعل — رمزگشایی شده

رمزگشایی شدهکدگشایی شده

اطلاعات رمز شده را به شکل قابل خواندن تبدیل کردن.

Having converted coded information into readable form.

«پیام توسط کامپیوتر رمزگشایی شد.»

The message was decoded by the computer.

«ما سیگنال مخفی را با موفقیت رمزگشایی کردیم.»

We decoded the secret signal successfully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interpretedتفسیر شده

رایج. فهمیدن پیام یا داده.

Common. Understanding a message or data.

translatedترجمه شده

رایج. تبدیل از یک شکل یا زبان به شکل یا زبان دیگر.

Common. Converting from one form or language to another.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000