decorticate

de·cor·ti·cate/dɪˈkɔːrtɪˌkeɪt/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): decorticatedpast participle (مفعولی): decorticated-ing (حال): decorticating3rd (سوم): decorticates

فعل — پوست‌کنی کردن

پوست‌کنی کردنپوسته‌زدایی

برداشتن پوست، پوسته یا لایه بیرونی از یک گیاه، دانه یا میوه.

To remove the bark, husk, or outer layer from a plant, seed, or fruit.

«کشاورزان گیاه کنف را برای استخراج الیاف پوست‌کنی می‌کنند.»

Farmers decorticate hemp to extract fibers.

«دستگاه به سرعت دانه‌ها را پوست‌کنی می‌کند.»

The machine decorticates seeds quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peelکندن پوست

متداول و در برخی زمینه‌های کشاورزی قابل جایگزینی.

Common and interchangeable in some agricultural contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000