decrepitude

de·crep·i·tude/dɪˈkrɛpɪˌtjuːd/
noun (اسم)formal

اسم — زوال

زوالفرسودگی

حالتی از کهنگی، فرسودگی یا وضعیت نامطلوب به علت سن یا بی‌توجهی.

The state of being old, worn out, or in poor condition due to age or neglect.

«خانه پس از سال‌ها بی‌توجهی به زوال رسید.»

The house fell into decrepitude after years of neglect.

«او در کهنسالی در حالتی از فرسودگی زندگی می‌کرد.»

He lived in a state of decrepitude in old age.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dilapidationخرابی

رسمی، تأکید بر فرسودگی جسمانی.

Formal synonym, emphasizing physical decay.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000