در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورتی جسورانه و نافرمان که بهطور آشکار به مخالفت با قدرت میپردازد
in a bold, disobedient way that openly resists authority
«او با سرکشی از قوانین سرپیچی کرد.»
“She defiantly refused to obey the rules.”
«او با حالت مقابلهآمیز وارد جلسه شد.»
“He walked defiantly into the meeting.”