defiantly

de·fi·ant·ly/dɪˈfaɪəntli/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): defiantposition (جایگاه): end

قید — با سرکشی

با سرکشیبه شکل مقابله‌آمیز

به صورتی جسورانه و نافرمان که به‌طور آشکار به مخالفت با قدرت می‌پردازد

in a bold, disobedient way that openly resists authority

«او با سرکشی از قوانین سرپیچی کرد.»

She defiantly refused to obey the rules.

«او با حالت مقابله‌آمیز وارد جلسه شد.»

He walked defiantly into the meeting.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000