deflector

de·flec·tor/dɪˈflɛktər/
de-away fromflectto bend-orone who performs an action
1noun (اسم)technicalplural (جمع): deflectors

اسم — منحرف‌کننده

منحرف‌کنندهبازدارنده

وسیله‌ای که باعث می‌شود چیزی، معمولاً یک سیال، جسم یا نیرو، منحرف یا به کناری هدایت شود.

A device that causes something to be turned aside or diverted, typically a fluid, object, or force.

«منحرف‌کننده روی کاپوت ماشین به بهبود آیرودینامیک کمک می‌کند.»

The deflector on the car's hood helps improve aerodynamics.

«یک منحرف‌کننده کوچک سنسور را از گرد و غبار محافظت می‌کرد.»

A small deflector protected the sensor from dust.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shieldسپر

متداول. اصطلاحی کلی‌تر برای چیزی که با مسدود کردن یا منحرف کردن محافظت می‌کند. 'یک سپر از شوالیه محافظت می‌کرد.' 'منحرف‌کننده روی ماشین هوا را از روی شیشه جلو عبور می‌دهد.' سپر معمولاً به محافظت اشاره دارد، در حالی که منحرف‌کننده در درجه اول به تغییر جهت اشاره دارد.

Common. A broader term for something that protects by blocking or diverting. 'A shield protected the knight.' 'The deflector on the car sends air over the windshield.' A shield usually implies protection, while a deflector primarily implies changing direction.

guardمحافظ

متداول. چیزی که از آسیب یا خرابی جلوگیری می‌کند، اغلب با پوشاندن یا مسدود کردن. 'نرده محافظ از سقوط اتومبیل‌ها جلوگیری می‌کند.' 'منحرف‌کننده از برخورد آوار با موتور جلوگیری می‌کند.' شبیه به سپر، اما اغلب بیشتر در مورد جلوگیری از دسترسی مستقیم است.

Common. Something that prevents harm or damage, often by covering or blocking. 'A guard rail prevents cars from falling.' 'The deflector prevents debris from hitting the engine.' Similar to shield, but often more about preventing direct access.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): deflectors

اسم — منحرف‌کننده پوکه

منحرف‌کننده پوکه

وسیله‌ای، اغلب روی سلاح گرم، که برای منحرف کردن پوکه‌های خالی گلوله از تیرانداز طراحی شده است.

A device, often on a firearm, designed to divert spent bullet casings away from the shooter.

«تفنگ دارای منحرف‌کننده‌ای بود تا از برخورد پوکه به تیرانداز جلوگیری کند.»

The rifle had a deflector to prevent brass from hitting the shooter.

«یک منحرف‌کننده خوب ایمنی را در میدان تیر افزایش می‌دهد.»

A good deflector improves safety at the shooting range.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000