deign

/deɪn/
verb (فعل)literarypast (گذشته): deignedpast participle (مفعولی): deigned-ing (حال): deigning3rd (سوم): deigns

فعل — منت گذاشتن

منت گذاشتنلطف فرمودنتنزل دادن خود

کاری را انجام دادن که فرد آن را پایین‌تر از شأن خود می‌داند؛ لطف کردن (به معنای تحقیرآمیز).

To do something that one considers to be beneath one's dignity; to condescend.

«آیا او حاضر می‌شود با فردی عادی مثل من صحبت کند؟»

Would he deign to speak to a commoner like me?

«او حتی حاضر نمی‌شد به ما نگاه کند.»

She wouldn't even deign to look at us.

تفاوت با واژه‌های مشابه
condescendتواضع کردن (به معنای منفی)

رایج. از نظر معنا بسیار شبیه است، اغلب به طور متناوب استفاده می‌شود و به معنای نگرشی برتر است.

Common. Very similar in meaning, often used interchangeably, implying a superior attitude. 'He condescended to answer my question.'

stoopتنزل کردن

رایج. به معنای پایین آوردن خود به سطحی بی‌شأن است. برای کارهایی که فرد آن را دون شأن خود می‌داند، قابل تعویض با 'deign' است.

Common. Suggests lowering oneself to an undignified level. 'He would never stoop to cheating.' Can be used interchangeably with 'deign' for actions one considers beneath oneself.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000