deify

de·i·fy/ˈdiːɪfaɪ/
dei-god-fyto make or become
verb (فعل)formalpast (گذشته): deifiedpast participle (مفعولی): deified-ing (حال): deifying3rd (سوم): deifies

فعل — پرستیدن

پرستیدنخداگونه پنداشتن

کسی را مثل خدا پرستش کردن یا بسیار بزرگ جلوه دادن.

To worship or treat someone as a god.

«آنها پادشاه باستانی را خداگونه پرستش می‌کردند.»

They deified the ancient king.

«طرفداران اغلب ستارگان را مانند خدا می‌پرستند.»

Fans often deify celebrities.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worshipپرستش

رسمی. وقتی پرستش مذهبی مدنظر است جایگزین deify می‌شود؛ برای کاربرد استعاری کمتر مناسب است.

Formal. Can replace 'deify' when emphasizing religious reverence; less suitable for metaphorical use.

idolizeبیش از حد ستودن

رسمی/غیررسمی. وقتی ستایش بیش از حد مدنظر است قابل تعویض است؛ ولی deify بیشتر معنای خدایماندگی دارد.

Informal/formal. Interchangeable when emphasizing excessive admiration, but 'deify' often implies godlike status.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000