deigned

/deɪnd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): deignedpast participle (مفعولی): deigned-ing (حال): deigning3rd (سوم): deigns

فعل — تعارف کردن

تعارف کردنزحمت دادن

با تعارفی کار یا کاری را انجام دادن

condescended to do something

«او زحمت پاسخ دادن به سؤالش را داد.»

She deigned to answer his question.

«او هرگز به خود زحمت توضیح دادن نمی‌داد.»

He never deigned to explain himself.

تفاوت با واژه‌های مشابه
condescendedتعارف کردن

رسمی. در زمینه پذیرش با تمسخر جایگزین است.

Formal. Interchangeable in contexts implying reluctant acceptance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000