delouse

de·louse/diˈlaʊz/
de-removelousea parasitic insect
verb (فعل)formalpast (گذشته): delousedpast participle (مفعولی): deloused-ing (حال): delousing3rd (سوم): delouses

فعل — شپش زدایی کردن

شپش زدایی کردنپاک کردن شپش

از بین بردن شپش‌ها از انسان یا حیوان.

To remove lice from a person or animal.

«کارکنان اردوگاه همه پناهندگان را شپش زدایی کردند.»

The camp workers deloused all the refugees.

«او از شامپوی خاصی برای از بین بردن شپش‌های مو استفاده کرد.»

She used a special shampoo to delouse her hair.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000