در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به دلفینها؛ شبیه دلفین.
Relating to dolphins; dolphin-like.
«هنرمند مجسمهای با انحناهای دلفینی خلق کرد.»
“The artist created a sculpture with delphine curves.”
«او یک آبی دلفینی برای دیوارهای اتاق کودک انتخاب کرد.»
“She chose a delphine blue for the nursery walls.”
یک نام زنانه با ریشه فرانسوی به معنای 'اهل دلفی' یا 'دلفین'.
A female given name of French origin, meaning 'of Delphi' or 'dolphin'.
«دلفین یک نام فرانسوی کلاسیک است.»
“Delphine is a classic French name.”
«دوست من دلفین شناگر عالیای است.»
“My friend Delphine is an excellent swimmer.”