demented

de·ment·ed/dɪˈmɛntɪd/
de-away or removalmentmind-edcharacterized by
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more dementedsuperlative (عالی): most demented

صفت — دیوانه

دیوانهآشفته ذهن

از نظر ذهنی بیمار یا دیوانه؛ رفتار غیرعقلانی یا دیوانه‌وار

Mentally ill or insane; behaving in a crazy or irrational way

«او به طور دیوانه‌واری رفتار کرد.»

He acted in a demented manner.

«آن دشمن دیوانه غیرقابل پیش‌بینی بود.»

The demented villain was unpredictable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crazyدیوانه

غیررسمی. برای توصیف رفتار غیرمنطقی یا دیوانه‌وار استفاده می‌شود اما ممکن است توهین‌آمیز باشد.

Informal. Used to describe irrational or insane behavior but can be offensive.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000