denotes

de·notes/dɪˈnoʊts/
de-completelynoteto mark, signify-sthird person singular verb
verb (فعل)commonpast (گذشته): denotedpast participle (مفعولی): denoted-ing (حال): denoting3rd (سوم): denotes

فعل — نشان دادن

نشان دادندلالت کردن

نمایش دادن یا علامت چیزی بودن

To indicate or be a sign of something.

«در این زمینه قرمز نشان‌دهنده خطر است.»

Red denotes danger in this context.

«تابلو ورودی پارک را نشان می‌دهد.»

The sign denotes the entrance to the park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
signifyمعنی دادن

متداول. نشان دادن یا معنی دادن به طور واضح.

Common. To show or mean something explicitly.

indicateاشاره کردن

متداول. اشاره یا نمایش دادن.

Common. To point out or show.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000