denude

de·nude/dɪˈnjuːd/
de-removenudebare, naked
verb (فعل)commonpast (گذشته): denudedpast participle (مفعولی): denuded-ing (حال): denuding3rd (سوم): denudes

فعل — عریان کردن

عریان کردنبرهنه کردن

برداشتن پوشش یا گیاهان از چیزی، به طوری که آن را بی‌پوشش باقی بگذارد.

To remove the covering or vegetation from something, leaving it bare.

«طوفان درختان تپه‌ها را کنده بود.»

The storm denuded the hills of trees.

«ساخت‌وساز زمین را از پوشش گیاهی عریان کرد.»

Construction denuded the land of vegetation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stripکندن

رایج. اصطلاحی عمومی برای برداشتن پوشش بیرونی؛ مشابه است.

Common. General term also meaning removing outer layer; similar in context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000