در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که تنهایی، اندوه یا بیروحی را نشان دهد.
In a manner expressing loneliness, sadness, or bleakness.
«او غمگین در خیابانهای خالی راه میرفت.»
“He walked desolately through the empty streets.”
«خانه پس از آتشسوزی به طور ویران و غمگین ایستاده بود.»
“The house stood desolately after the fire.”