deterrents

de·ter·rents/dɪˈtɛrənts/
de-down, away, reverse actionterto frighten or hold back-rentno specific meaning (root complex)
noun (اسم)commonplural (جمع): deterrents

اسم — بازدارنده‌ها

بازدارنده‌هاضد انگیزه‌ها

چیزهایی که مانع یا بازدارنده یک عمل یا رخداد می‌شوند، به‌ویژه با ایجاد ترس یا تردید.

Things that discourage or prevent an action or event, especially by instilling fear or doubt.

«برای جلوگیری از جرم، بازدارنده‌های قوی لازم است.»

Strong deterrents are needed to prevent crime.

«برخی اعدام را یک عامل بازدارنده می‌دانند.»

The death penalty is considered a deterrent by some.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hindranceمانع

عمومی. اصطلاحی کلی برای هر چیزی که پیشرفت را متوقف می‌کند، اما کمتر درباره ترس است.

Common. General term for anything that stops progress but less about fear.

obstacleمانع

عمومی. مانع فیزیکی یا انتزاعی برای عمل؛ اغلب در صورت توجه به جلوگیری، قابل تعویض است.

Common. Physical or abstract barrier to action; often interchangeable with deterrent if focus is blocking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000