detrimentally

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

de·tri·men·tal·ly/ˌdɛtrɪˈmɛntəli/
detrimentharm or damage-alrelating to-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): detrimentalposition (جایگاه): end

قید — به طور آسیب‌زننده

به طور آسیب‌زنندهبه صورت مضر

به نحوی که زیان‌آور یا مضر باشد.

In a harmful or damaging way.

«سیگار کشیدن به طور آسیب‌زننده‌ای روی سلامت تأثیر می‌گذارد.»

Smoking detrimentally affects health.

«سیاست به صورت مضر بر اقتصاد عمل کرد.»

The policy worked detrimentally on the economy.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000