در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مکعبهای کوچک، که معمولاً هر طرف آن از یک تا شش نقطه دارد و در بازیهای شانسی استفاده میشود.
Small cubes, typically marked with spots on each side from one to six, used in games of chance.
«او تاس انداخت و به یک عدد بالا امیدوار بود.»
“He rolled the dice and hoped for a high number.”
«این بازی با یک جفت تاس همراه است.»
“The game comes with a pair of dice.”
فنی/هندسی. به شکل هندسی اشاره دارد. در حالی که تاس مکعب است، همه مکعبها تاس نیستند. برای معنای بازی قابل تعویض نیست. 'مکعب را پرتاب کن' نادرست است.
Technical/Geometric. Refers to the geometric shape. While dice are cubes, not all cubes are dice. Not interchangeable for the gaming sense. 'Roll the cube' is incorrect.
غذا یا مواد دیگر را به مکعبهای کوچک بریدن.
To cut food or other material into small cubes.
«لطفاً هویجها را برای خورشت نگینی خرد کنید.»
“Please dice the carrots for the stew.”
«او سریع سیبزمینیها را مکعبی خرد کرد.»
“She quickly diced the potatoes.”
رایج. 'Chop' یک اصطلاح کلیتر برای بریدن به قطعات کوچک، اغلب نامنظم است. 'Dice' به طور خاص به بریدن به مکعبهای کوچک و یکنواخت اشاره دارد. 'خرد کردن پیاز' رایج است، 'مکعبی کردن پیاز' شکل را مشخص میکند.
Common. 'Chop' is a more general term for cutting into small pieces, often irregular. 'Dice' specifically means cutting into uniform small cubes. 'Chop onions' is common, 'dice onions' specifies the shape.
رایج. 'Mince' به معنای بریدن به قطعات بسیار کوچک و تقریباً پودر شده است، که اغلب کوچکتر از مکعبی است. 'ریز ریز کردن سیر' درست است، 'مکعبی کردن سیر' به قطعات کمی بزرگتر اشاره دارد.
Common. 'Mince' means to cut into very small, almost pulverized pieces, often smaller than diced. 'Mince garlic' works, 'dice garlic' means slightly larger pieces.