dicker

/ˈdɪkər/
verb (فعل)informalpast (گذشته): dickeredpast participle (مفعولی): dickered-ing (حال): dickering3rd (سوم): dickers

فعل — چانه زدن

چانه زدنمذاکره کردن

چانه‌زدن یا مذاکره کردن به‌ویژه به صورت غیررسمی بر سر قیمت یا شرایط.

To bargain or negotiate over terms, especially informally or over a price.

«آن‌ها بر سر قیمت ماشین چانه زدند.»

They dickered over the price of the car.

«ساعات زیادی در بازار چانه زدیم.»

We spent hours dickering at the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
haggleچانه زدن

غیررسمی. عمدتاً برای چانه‌زدن شدید، خصوصاً در بازارها.

Informal. Used mainly for intense bargaining, especially in markets.

bargainمذاکره بر سر قیمت

رایج. هم می‌تواند به معنی پیدا کردن قیمت خوب باشد و هم مذاکره.

Common. Can mean both finding a good price or negotiating.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000