فعل — کندن
(اسم مصدر یا حال استمراری از 'dig') با ابزار یا با دست، زمین را شکستن، زیر و رو کردن یا برداشتن.
(Present participle of 'dig') Breaking up, turning over, or removing earth with a tool or by hand.
«سگ داشت در باغ چاله میکند.»
“The dog was digging a hole in the garden.”
«آنها در حال حفاری برای یافتن آثار باستانی هستند.»
“They are digging for ancient artifacts.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. به معنای ایجاد گودال یا حفره در؛ با کندن کشف کردن، که اغلب به فرآیندی بزرگتر و سیستماتیکتر، به ویژه در باستانشناسی یا ساختوساز اشاره دارد. 'حفاری یک سایت باستانی' درست است، 'کندن یک گودال' برای کارهای ساده رایجتر است.
Formal/technical. To make a hole or cavity in; to uncover by digging, often implying a larger, more systematic process, especially in archaeology or construction. 'Excavating an ancient site' works, 'Digging a hole' is more common for simple tasks.
رایج. به معنای ایجاد سوراخ یا تونل، به ویژه همانطور که یک حیوان برای سرپناه یا یافتن غذا انجام میدهد. 'خرگوشی که در زمین نقب میزند' درست است. انسانها گودال 'میکنند'، حیوانات 'نقبی میزنند'.
Common. To make a hole or tunnel, especially as an animal does for shelter or to find food. 'A rabbit burrowing into the ground' works. Humans 'dig' a hole, animals 'burrow'.
متضادها
اسم — تلاش
(غیررسمی) کار سخت؛ تلاش.
(Informal) Hard work; effort.
«برای پیدا کردن آن اطلاعات، تلاش زیادی لازم بود.»
“It took a lot of digging to find that information.”
«تمام تلاش او بالاخره نتیجه داد.»
“All his digging eventually paid off.”
تفاوت با واژههای مشابه
ادبی/رسمی. کار فیزیکی سخت و طاقتفرسا. اغلب به دشواری و عدم پاداش اشاره دارد. 'رنج کشاورزان' درست است. 'تلاش زیادی لازم بود' بیشتر در مورد تلاش تحقیقی است تا رنج فیزیکی.
Literary/formal. Hard, exhausting physical labor. Often implies difficulty and a lack of reward. 'The toil of the farmers' works. 'It took a lot of digging' is more about investigative effort than physical toil.