disabuse

dis·a·buse/ˌdɪs.əˈbjuːz/
dis-negation / reversalabuseto use wrongly or deceive
verb (فعل)formalpast (گذشته): disabusedpast participle (مفعولی): disabused-ing (حال): disabusing3rd (سوم): disabuses

فعل — دور کردن از اشتباه

دور کردن از اشتباهآگاه کردن

کسی را از یک تصور نادرست یا اشتباه آگاه کردن و او را اصلاح کردن

To free someone from a false idea or misconception

«او او را از تصور اینکه به راحتی برنده می‌شود، اصلاح کرد.»

She disabused him of the idea that he would win easily.

«معلم تصور اشتباه دانش‌آموزان درباره تاریخ را اصلاح کرد.»

The teacher disabused the students of their misconceptions about history.

تفاوت با واژه‌های مشابه
correctاصلاح کردن

رایج. وقتی به معنای اصلاح یک تصور اشتباه است می‌تواند جای disabuse را بگیرد؛ کمتر رسمی و کلی‌تر.

Common. Can replace 'disabuse' when meaning to fix a wrong idea; less formal and more general.

enlightenروشنگری کردن

رسمی. در موقعیت‌های آموزشی یا آگاه‌سازی قابل تعویض است اما disabuse معمولاً بر رفع باورهای غلط تاکید دارد.

Formal. Interchangeable in contexts emphasizing education or awareness — 'disabuse' usually emphasizes removal of false beliefs.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000