در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی را از یک تصور نادرست یا اشتباه آگاه کردن و او را اصلاح کردن
To free someone from a false idea or misconception
«او او را از تصور اینکه به راحتی برنده میشود، اصلاح کرد.»
“She disabused him of the idea that he would win easily.”
«معلم تصور اشتباه دانشآموزان درباره تاریخ را اصلاح کرد.»
رایج. وقتی به معنای اصلاح یک تصور اشتباه است میتواند جای disabuse را بگیرد؛ کمتر رسمی و کلیتر.
Common. Can replace 'disabuse' when meaning to fix a wrong idea; less formal and more general.
رسمی. در موقعیتهای آموزشی یا آگاهسازی قابل تعویض است اما disabuse معمولاً بر رفع باورهای غلط تاکید دارد.
Formal. Interchangeable in contexts emphasizing education or awareness — 'disabuse' usually emphasizes removal of false beliefs.