disgusts

dis·gusts/dɪsˈɡʌsts/
dis-negative, oppositegusttaste, feeling of revulsion
verb (فعل)commonpast (گذشته): disgustedpast participle (مفعولی): disgusted-ing (حال): disgusting3rd (سوم): disgusts

فعل — انزجار آوردن

انزجار آوردنتنفر‌انگیز کردن

باعث احساس شدید تنفر یا نفرت در کسی می‌شود.

Causes a strong feeling of dislike or revulsion in someone.

«آن بو باعث انزجار من می‌شود.»

The smell disgusts me.

«رفتارش همه را منزجر می‌کند.»

His behavior disgusts everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
repelsدافع است

معمولی. مشابه است اما گاهی به رد فیزیکی هم اشاره دارد.

Common. Similar in meaning but 'repels' can be physical or emotional rejection.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000