فعل — پنهان کردن
عمل تغییر ظاهر برای پنهان کردن هویت یا شباهت به شخص یا چیز دیگر.
The action of changing one's appearance to conceal identity or to resemble someone or something else.
«او در حال تغییر قیافه دادن به عنوان یک نگهبان امنیتی دستگیر شد.»
“He was caught disguising himself as a security guard.”
«او ساعتها وقت صرف تغییر صدای خود برای تماس شوخی کرد.»
“She spent hours disguising her voice for the prank call.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. بسیار شبیه 'disguising' است اما کلیتر است و به پنهان کردن هر چیزی از دید اشاره دارد. 'پنهان کردن شواهد' درست است، اما 'پنهان کردن به عنوان یک دلقک' گفته نمیشود.
Common. Very similar to 'disguising' but more general, referring to hiding anything from view. 'Concealing evidence' works, but you wouldn't say 'concealing as a clown'.
رایج. اغلب به پوشاندن چیزی برای محافظت یا جلوگیری از دیده شدن آن اشاره دارد، گاهی با نیت پنهان کردن. 'پوشاندن یک صدا' درست است، 'پنهان کردن احساسات' درست است.
Common. Often implies covering something to protect it or to prevent it from being seen, sometimes with the intent to hide. 'Masking a sound' works, 'masking one's feelings' works.