disinfecting
فعل — ضد عفونی کردن
عمل تمیز کردن چیزی برای از بین بردن باکتریها یا ویروسها به منظور جلوگیری از عفونت.
The process of cleaning something to destroy bacteria or viruses to prevent infection.
«ضدعفونی کردن سطوح از انتشار بیماری جلوگیری میکند.»
“Disinfecting surfaces prevents the spread of illness.”
«آنها روزانه اتاقهای بیمارستان را ضدعفونی میکنند.»
“They are disinfecting the hospital rooms daily.”
تفاوت با واژههای مشابه
فنی/رسمی. تأکید بر حذف کامل میکروارگانیسمها دارد، عموماً در زمینه پزشکی استفاده میشود.
Technical/formal. Emphasizes complete elimination of microorganisms, often used in medical contexts.
رایج. معمولاً برای تمیز کردن عمومی برای کاهش میکروبها استفاده میشود و قدرت کمتری نسبت به sterilize دارد.
Common. Often used for general cleaning to reduce germs, slightly less strong than sterilize.